سوم خرداد در تاريخ ايران اسلامي روزي است به‌يادماندني و جاودانه كه همواره در تقويم ما خواهد درخشيد.
روز فتح خرمشهر روزي نيست كه بتوان آن را فراموش كرد و يا بدان بي اعتنا بود.
در سومين روز از خرداد 1361 شهر خونين شهر دوباره به دامان ايران بازگشت و همگان با چشم خويش معجزه الهي را ديدند.

آزادي خرمشهر آرزوي هر ايراني بود كه هر لحظه آن را از خداوند تمنا مي‌كرد.
دشمن بعثي نيز به اهميت خرمشهر واقف بود و از آن رو بود كه صدام اعلام كرده بود اگر ايراني‌ها خرمشهر را از ما بگيرند، ما كليد بصره را به آنها خواهيم داد. اما پس از فتح خرمشهر صدام اين وعده‌‍‌‌‌‌اش را فراموش كرد! چرا كه دچار گيجي و هذيانگويي شده بود.

در اين باره حسين كامل (داماد صدام و از فرماندهان ارتش بعث) گفته بود: پس از فتح خرمشهر، صدام ساعت‌ها از حال رفت. به زحمت به هوش مي‌آمد و با بدگويي به فرماندهان خود اعلام مي‌كرد كه آنها به من خيانت كردند. اصلا باور نمي‌كرد كه جز خيانت فرماندهانش امكاني براي باز پس گيري خرمشهر توسط ايرانيان وجود داشته است.

در سوم خرداد 1361 خرمشهر پس از 575 روز اشغال و با وجود استحكامات زيادي كه در اين شهر بود و نيروهاي فراوان محافظ آن، با همت و تلاش رزمندگان آزاد شد. آن روز لبخندها بر لب‌ها نشست و جوانه اميد در دلها روييد. ياد شهيدان مظلوم و غريب خرمشهر اشك‌ها را جاري ساخت. اشكي كه با اشك شوق در هم آميخت. آن روز ايران همه خرمشهر شده بود و خرمشهر ايراني كوچك كه به مردان و زنانش مي‌باليد.

فتح خرمشهر ثمره حماسه آفريني و رشادت و مقاومت همه مردم ايران بود. آنها كه از اعزام فرزندانشان به جبهه‌ها دريغ نمي‌كردند و همزمان با تشييع شهيدانشان عزيزان ديگري را به جبهه‌ها مي‌فرستادند.

اما:
از آن روز تاكنون سي و دو سال سپري شده است؛ يعني 384 ماه. اما به‌رغم همه تلاش‌هاي صورت گرفته، هنوز خرمشهر دارای مشكلات فراوان و كمبودهايي جدي راست. بي‌رونقي بندر خرمشهر، عدم لايروبي كامل اروندرود و كارون، وجود ساختمان‌هاي نيمه‌كاره، كمبود بيمارستان و مراكز درماني در اين شهر و بيكاري فراوان جوانان و تحصيل‌كردگان، تنها بخش‌هايي كوچك از اين مشكلات است.
در سوم خرداد هر سال و همزمان با سالروز فتح خرمشهر، رسانه‌ها و مطبوعات نام خرمشهر را بزرگ مي‌كنند بدون آنكه از نابساماني‌هاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و حتي امنيتي آن يادي كنند و براي رفع آنها چاره‌اي بينديشند. مسئولان نيز با وعده و وعيدهاي بزرگ خرمشهر را به صبر و بردباري فرا مي‌خوانند و حتي گاهي رييس جمهوري در سال 1388 خود را فرماندار خرمشهر مي‌نامد كه مي‌خواهد شخصا مشكلات خرمشهر را حل كند!
اين روزها كه بازار وعده‌هاي بزرگ در كلام و تبليغات نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري گرم است، شايسته است كه به اين شهر نيز توجه خاصي شود. شهري كه نگين نقشه ايران است.
مردم خرمشهر كه در طول هشت سال دفاع مقدس خوش درخشيدند و گلزار شهدايشان تابلويي زيبا از آن فداكاري است. چشم به دستان پرتوان كسي دوخته‌اند که با همت و تلاش و به‌كارگيري همه نيروهاي دلسوز انقلاب، دوباره شادي و نشاط زندگي را به مردم قهرمان و نجيب خرمشهر تقديم دارد.
و آن روز دور نيست؛ روزي كه خرمشهر، آباد شود.